راميلاراميلا، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 20 روز سن داره
رونیکارونیکا، تا این لحظه: 11 سال و 4 ماه و 24 روز سن داره

✿ کوچولوهای دوست داشتنی مامان و بابا ✿

خبر خبر یک خبر خیلی مهم

    یک خبر خیلی خیلی مهم، رامیلای مامان وقتی فهمیدی که چی شده از خوشحالی بالا و پایین می پریدی؛ راستش ما هم خیلی خیلی خوشحالیم چون به جمعمون یک نفر دیگه اضافه میشه بله درسته یک نی نی کوچولوی دیگه تو راهه . البته این نی نی کوچولو هنوز خیلی خیلی کوچولو به خاطر این باید یکمی دیگه صبر کنیم تا ببینیم دختره یا پسر، راستش اول انشاالله سالم باشه بعد هر چی باشه خدارو شکر همین که یک همبازی برای رامیلا خوبه . راستی عجله نکنید این نی نی مربوط به ما نمیشه دختر یا پسر دایی رامیلا میشه یعنی نی نی دایی تایماز و خاله روناک و تازه دو ماهش است و این وسط دخمل ما هم که این موضوع رو فهمید و کمی من ...
15 مرداد 1392

دعوت به جشن تولد

  سلام دختر گلم رامیلای گلم چند روز پیش زن عمو صفا تو رو برای تولد دخترش یاس مینا و افطاری دعوت کرد که تو هم خیلی خوشحال شدی و برای جشن تولد روز شماری می کردی این اولین جشن تولدی بود که به طور رسمی دعوت شده بودی، صبح روز پنجشنبه با هم رفتیم یک عروسک برای کادو تولدش خریدیم بعد هم نشستیم و با هم کادوش گرفتیم. بعد از اون بردمت حمام و لباس مهمونی پوشیدی و آماده رفتن به تولد شدی، ساعت 9 شد و با دایی آرش رفتیم خونه عمو بهروز و زن عمو صفا که حسابی تو زحمت افتاده بود، کلی هم مهمون داشت بعد از افطار هم یک تولد کوچولو برای دخترش گرفت که تو هم کنار یاس مینا نشستی و شمع روی کیک رو با کمک هم فوت کردین راستی کلی هم کادو گیرش اومد، عمو بهروز و...
11 مرداد 1392

عید نوروز 1392

  سلام به همگی ما برگشتیم از مسافرت     عیدتون مبارک         این هم سفره هفت سین امسال ما   راستی بهتون نگفتم ما رفته بودیم مسافرت تازه برگشتیم جاتون خالی خیلی خیلی خوش گذشت ، کلی گشتیم و جاهای دیدنی رو دیدیم اول بزارین بگم رفته بودیم شیراز و حسابی هم گشتیم، یعنی اگه راستش رو بخواید ما قبل از عید را افتادیم و سال تحویل تو راه بودیم اولین سالی بود که توی خونه خودمون نبودیم ولی این هم لطفی داره بعد نبود با اینکه دوست داشتیم سال تحویل خونه خودمون باشیم ولی ریسک کردیم و راه افتادیم و لذتش رو هم بردیم . یکسری عکس گرفتم که خالی از لطف نیستند . ...
19 فروردين 1392

تولد 3 سالگی رامیلا جون

                                                 تولدت مبارک دختر گلم       چند روز پیش تاریخ 91/12/13 تولد رامیلا خانم     بود و دختر قشنگم 3 ساله شد .     از شما دوستان عزیز متشکریم که برای ما پیام تبریک فرستادید .     ...
25 اسفند 1391

حرف جالب

  خیلی وقته که برای دخترم چیزی ننوشتم، می خوام برات بنویسم که چقدر خانم شدی و حرف بزرگ و جالب و زیبا می زنی ، می خوام برات بنویسم که چکارهای قشنگی انجام میدی، امروز صبح وقتی از خواب بیدار شدی مثل همیشه سراغ باباتو گرفتی و گفتی کجاست بعد از اون هم رفتی سراغ بازی کردن من هم که مشغول غذا درست کردن برای ناهار بودم بعد از اون هم اومدمو کمی باهات بازی کردم اسباب بازیهایی که ریخته بودی رو با هم کمی جمع کردیم بعد هم برات موزیک گذاشتم کمی رقصیدی در واقع سرگرم شدی تا بابا اتا از سرکار برگشت بعد هم به سراغ با اتا رفتی چون بابایی برای برگشتن کمی خرید کرده بودو سرگرم شدی با میوه ها، من هم از فرصت ...
25 اسفند 1391

بعد از یک غیبت طولانی ما اومدیم

  سلام به همگی و ممنون از دوستانی که تو این مدت به ما سر زدن و جویای احوال ما بودن و با عرض معذرت که نتونستیم پیشتون بیایمو سری بهتون بزنیم، ما یک مدتی مسافرت بودیم بعد از اون هم یکسری گرفتاریهای روزمره و مشکلات متعدد باعث شده بود که بنده نتونم بیامو به وبلاگ تک دخترم سر بزنم همچنین به شما دوستان عزیز .         ...
17 اسفند 1391